|
واقعیت چیزی است که هست اما حقیقت چیزی است که باید باشد
|
از سلسله بروشورهای ترویجی آموزشی کمیسیون حقوق بشر اسلامی
شمارۀ 6
مقدمه:
برای درک جایگاه انسان و نوع نگرش قرآن کریم به حقوق انسانی، منابع فنی و تفسیری متعددی قابل رجوع است. ذیلاً برای آشنائی عموم مردم از جمله فعالین پیشبرد حقوق بشر، یکسری اصول برگرفته از ایات قرآن کریم به سبک اسناد حقوقی معاصر، ذکر میشود سپس عین آیات مربوطه قرآن کریم و ترجمۀ فارسی آنها ارائه میشود. امید است منشأ هدایت و تلاش هر یک از مخاطبین محترم برای ایفاء وظیفۀ انسانی خود در مقابل خالق و مخلوق گردد و تلاشهای جدی برای وقوف بر دیگر آیات متعدد الهی و ابعاد فنی آن را در پی داشته باشد:
اصل اول: انسان محوری
قرآن کریم در آیات متعدد عموم انسانها را و نه گروه خاصی از مردم را مورد خطاب و عنایت قرار داده است. انسان 27 بار در قرآن مورد خطاب عمومی قرار گرفته ( به جز مواردی که با ضمیر اشاره) 20 بار با یا ایهاالناس و 7 بار با یا ایهاالانسان و یا بنی آدم و به عبارت دیگر به طور کلی 373 بار کلمۀ انسان در قرآن به کار رفته است.
«ای مردم ما همۀ شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبههای بسیار و فِرَق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. بزرگواترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند و خدا (هم بر نیک و بد مردم و ظاهر و باطن خلق) کاملاً آگاه است.» (حجرات، 13)
«ای مردم از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را تناول کنید و پیروی نکنید وساوس شیطان را محققا شیطان از برای شما دشمن آشکاریست.» ( بقره، 168)
«ای مردم برای هدایت شما از جانب خدا برهانی محکم آمد نوری تابات به شما فرستادیم.» (نساء، 174)
«مسلماً خداوند دربارۀ مردم دلسوز و مهربان است.» (سورۀ حج، 65، سورۀ بقره، 143)
«مسلما پرودرگار تو خطاپوش مردم است با همۀ ستمکاریشان.» (سورۀ رعد، 6)
«مسلما خداوند به مردم تفضل میکند [بیش از استحقاقشان بخشش میکند] و لیکن بیشتر آنان ناسپاسی میکنند.» (سورۀ بقره، 243، سورۀ یونس، 60، سورۀ نمل، 73)
«آنگاه که میان مردم داوری کردید باید به عدالت حکم کنید.» (سورۀ نساء، 58)
«یا داود تو را در زمین جانشین قرار دادم پس میان مردم مطابق حق داوری کن.» (ص، 26)
«مال همدیگر را میان خودتان به نحو غیر مشروع نخورید. نشود که مرافعه نزد داوران را وسیلۀ سوء استفاده قرار داده از راه رشوه و شهادت زور و سوگند به دروغ، تبهکارانه قسمتی از مال مردم را به نا حق بخورید و حال آنکه میدانید چه میکنید.» (سورۀ بقره، 188)
«مسلما مسؤولیت متوجه آنان است که به مردم ستم میکنند.» (سورۀ شوری، 42)
«ابزار سنجش و ترازو را درست کنید و از آنچه از آن مردم است کم نکنید.» (سورۀ اعراف، 85، سورۀ هود، 85، سورۀ شعرا، 183)
«وای به حال کم فروشان که هر گاه متاعی از مردم میگیرند با سنگ تمام و ابزار سنجش درست میستانند و هر چه به مردم میدهند از آن کم میکنند.» (سورۀ مطففین، 2 و3)
«به مردم نیکو سخن بگوئید.» (سورۀ بقره، 83)
«پرهیزگاران فرونشانندگان خشم خود و بخشایندگان خطاهای مردمند.» (سورۀ آل عمران، 134)
«متکبرانه روی خود را از مردم برمگردان.» (سورۀ لقمان، 18)
«هر آنچه به مردم سود میرساند در زمین پایدار میماند.» (سورۀ رعد، 17)
«در بیشتر گفتگوی درگوشی آنان خیر و برکتی نیست مگر آن کس که صدقه و احسان را سفارش بدهد یا امر به معروف کند یا اصلاح در میان مردم توصیه نماید.» (سورۀ نساء، 114)
اصل دوم: کرامت انسانی
تأکید بر این که همۀ افراد بشر عضو خانوادۀ بزرگ انسانی و دارای منزلت متعالی و حقوق متقابل هستند.
«همانا فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و خشکیها و دریاها را برایشان هموار ساختیم و از غذاهای پاکیزه روزی ایشان کردیم و آنان را بر بیشتر از آفریدههایمان برتری دادیم.» (سورۀ اسری، 70)
اصل سوم: عقلانیت انسانی
تأکید بر این که همۀ اسانها از موهبت خرد و وجدان برخوردارند.
«خدا شما را از شکم مادرهایتان بیرون آورد در حالی که هیچ چیز را درک نمیکردید و برای شما چشم و گوش قرار داد شاید شکر این نعمتها را به جای آورید.» (سورۀ نحل، 78)
«سوگند به روح ملامتگر انسانی» (سورۀ قیامت، 2)
اصل چهارم: برادری
تأکید بر این که همۀ انسانها از یک پدر و مادر به وجود آمدهاند و طبعاً برادر و خواهر یکدیگرند.
«ای مردم بپرهیزید از پروردگارتان آن که شما را از یک تن آفرید و جفت او را از جنس خود او قرار داد و زنان فراوان را از آن دو پدید آورد و بر روی زمین پراکنده نمود.» (سوره نساء، 1)
مردم یک طایفه بیشتر نبودند پس از آن فرقه فرقه شدند و اگر کلمهای که در ازل از حق سبقت یافته (که برای آزمایش مهلت یابند) نبود البته اختلافتشان خاتمه یافته و . . . داده میشد.» (سورۀ یونس، 19)
اصل پنجم: برابری
تأکید بر این کهاختلاف رنگ، نژاد، قومیت، زبان و امثالهم نمیتواند منشأ امتیاز و برتری گروهی بر گروهی دیگر یا فردی بر فردی دیگر باشد و همۀ افراد بشر به یکسان از حقوق انسانی بهرهمند هستند.
«ای مردم همۀ شما را از یک مرد و زن آفریدیم و به صورت ملتها و خاندانها درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شما است.» (سورۀ حجرات، 13)
اصل شش: مساوات در برابر قانون
تأکید بر این که همۀ افراد بشر در برابر قانون مساوی بوده و قانون بدون تبعیض باید دربارۀ همه اعم از خویشوند و بیگانه و توانگر و تهیدست و دوست و دشمن اجرا بشود.
«ای گروه مؤمنان پاسدار عدالت باشید. در گواهی دادن خدا را در نظر بگیرید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندانتان باشد و به نا حق از هیچ کس چه توانگر باشد چه تهیدست جانبداری نکنید. خدا اولی به رعایت حق آنان است و در حکم و شهادت هرگز از هوای نفس پیروی نکنید.» (سورۀ نساء، 135)
«و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید واگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید پس هر گاه به حکم حق بگشت یا حفظ عدالت، میان آنها را صلح دهید و همیشه یا هر دوست و دشمنی عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست میدارد.» (سورۀ حجرات، 9)
«بگو ای رسول ما پروردگار من شما را به عدل و درستی امر کرده و نیز فرموده که در هر عبادت روی به حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص بخوانید که چنانکه شما را در اول بیافرید دیگر بار در محشر به سویش باز آئید.» (سورۀ اعراف، 29)
«با پیامبران کتاب و میزان عدل فرستادیم تا طبق آن عمل کنند و مردم در میانشان با قسط و عدل رفتار نموده و به عدالت قیام کنند.» (سورۀ حدید، 25)
«دشمنی با قومی شما را به بیعدالتی نکشاند.» (سورۀ مائده، 8)
اصل هفتم: حق حیات
تأکید بر این که همۀ افراد بشر حق دارند از نعمت حیات برخوردار باشند و این حق برای همه تضمین شده است.
«هرگز کسی را که خدا خونش را حرام کرده است به ناحق نکشید.» (سورۀ انعام، 151)
«هرکسی نفسی را که خونی نریخته و یا فسادی در روی زمین برنینگیخته است به قتل برساند مانند آن است که همۀ مردم را کشته است.» (مائده، 32)
اصل هشتم: حق امنیت
تأکید بر این که همه از حق امنیت بهرهمند هستند و هر کس از دیگری سلب امنیت بکند سختترین کیفرها دربارۀ او مقرر شده است.
«همانا مجازات کسانی که به خدا و رسول او به ستیز برخاسته و در روی زمین فساد برانگیخته و سلب امنیت مینمایند آن است که به کیفر مرگ محکوم شوند.» (سورۀ مائده، 33)
اصل نهم: آزادی
تأکید بر این که همۀ افراد از حق آزادی برخوردارند و نمیتوان کسی را به بردگی گرفت یا به تجارت بردهفروشی پرداخت.
«بشر ناموفق به رفع مشکلات زندگی انسانها تن در نداد و بردگی و گرسنگی را از میان بر نداشت.» (سورۀ بلد، ایات 11 الی 14)
«پیامبر اسلام مبعوث شد تا بارهای سنگین تحمیلی را از دوش اسنانها بردارد و غل و زنجیر اسارت و بردگی را از دست و پای آنها بگسلد و آزادشان سازد.» (سورۀ اعراف، 157)
اصل دهم: حق دادخواهی
تأکید بر این که همۀ افراد بشر حق دارند برای احقاق حق خود یا دفاع و رفع تجاوز دیگران به دادگاه صالح مراجعه و دادخواهی نمایند و یاری طلبند و به قانون عدل دادرسی بشوند.
«هرکس که ستمی بر او رفته به دادخواهی برخیزد و یاری طلبد نباید مورد مؤاخذه قرار گیرد. مسؤولیت و مؤواخذه متوجه آن گروه است که به مردم ستم روا میدارند و در روی زمین به ناحق زور میگویند.» (سورۀ شوری، 41 و42)
«آنها جاسوسان دروغزن و خورندگان مال حرامند اگر به نزد تو آمدند خواهی میان آنها حکم کن یا روی از آنان برگردان و چنانچه روی از آنها برگردانی هرگز کوچکترین زیانی به تو نتوانند رسانید و اگر حکم کردی میان آنها به عدالت حکم کن زیرا خدا دوست میدارد آنان را که حکم به عدل میکنند.» (سورۀ مائده، 42)
«خدا به شما امر میکند که امانت را البته به صاحبانش باز دمید و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید همانا خدا شما را نیکو میدهد که خدا به هر چیز آگاه و به صلاح خلقان بصیر است.» (نسا، 58)
اصل یازدهم: حق مصونیت
تأکید بر این که هیچ کس را نمیتوان خودسرانه بازداشت یا زندانی یا تبعید نمود.
«آنان که مردان و زنان با ایمان را بیهیچ جرم و تقصیری میآزارند آشکارا مرتکب افترا و گناه میگردند.» (احزاب، 58)